- الک جان کی میای خونه؟
- من فعلا نمی دونم باید برم پایتخت یه سر بزنم و بعدشم شرکت ... قرار دارم
- اوکی پس من با مامان میرم برا لباس خریدن عروسی
- آره تو هم برو که تا هفته دیگه وقتی نمونده
(یکساعت بعد)
- سلام کجایی؟؟
- من همین الان رسیدم تندیس دارم مغازه ها رو نگاه می کنم
(نیم ساعت بعد)
- سلام کجایی
- الک جان الان یه لباس گرفتم ولی باید کوتاه بشه تو کجایی عزیزم؟
- من میرداماد
- الک جان برو خونه من با مامان بر میگردم
- باشه کاری نداری پس ؟
- نه خداحافظ
- (بیست دقیقه بعد)
- کجایی ؟
- من میدون تجریش داریم سوار ماشین میشیم
- من نرفتم خونه همینجوری دارم پارک وی رو میام بالا
- خوب من تو ماشینم
- نه گوشی رو همینجوری نگه دار تا یه جا به هم برسیم (تصور کنید که مامان من هم بغل دستم از این همه کنترل الک عصبانیه و من هم گوشی همینجوری دستمه!)
- الک گوشی رو قطع کن من سر زعفرانیه وایمیسم تو بیا (حالا اینقدر عصبانیم که حد نداره)
- تو و مامانت اونجا پیاده بشین تا بیام دنبالتون
(مامان من هم عصبانی می شود و با همون ماشین میره خونه!)
- پس مامانت کو؟؟
- خودش رفت با همون ماشین خونه . الک من که به تو گفتم خودم میام چرا اینهمه زنگ میزنی و منو چک می کنی؟
- اصلا از کجا معلوم تو با مامانت بودی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!یعنی اینقدر مامانت برا من کلاس میذاره !!!!!و ...........
- الک الان خسته ای پس خستگیتو اینجوری روی من در نکن لطفا با این طرز حرف زدن ..
- نه اصلا تو بیخود کردی ساعت 30/8 شب تو خیابونا ول ول می گردی!!!!!!!!
- درست حرف بزن من که حتی بجز آژانس سوار ماشین دیگه ای هم نمیشم چرا چرت و پرت میگی !
و ......
- سلام مامان جان رسیدی؟
- آره مادر الک لباستو دید؟
- آره گفت خیلی قشنگه و خوشش اومد ....
و من ماندم و لباسی که از دیشب تا حالا گوشه اتاق از تو کیسه دراورده نشده و بهش دهن کجی می کنه ...

<









