سلاااااااااااااااااااام
به همه دوستای گل خودم وای که چقدر دلم براتووووووون تنگ شده بود ننه جان خوبین خوشین؟ چه خبرا؟ من نبودم در چه حال و احوال بیدین ؟
من که از صبح اومدم شرکت همینجوری از دیدن دوباره رئیوسم که همینجوری بخاطر سه روز نبودن کار میریزه رو سرم هیجان زده ام !!!!!!! 
واقعا بهتون توصیه می کنم قدم در این ترکیه لعنتی نذارین !!
من اصلا فکر نمی کردم با این جور آدمها طرف باشن واقعا حیف خودمون که ببینید چی شدیم این عوضی ها مارو آدم حساب نمی کنن !!! اولا که در بدو ورود به این کشور تو فرودگاه چهارتا چرخ چمدونمون رو شکسته تحویل گرفتیم و با این که هزینه جداگانه ای برای بیمه پرداخت کرده بودیم هیچ کس مسئولیتی قبول نکرد !! در فرودگاه و در شهر استانبول اصلا انتظار نداشته باشین که احدالناسی انگلیسی باشه
اصلا انگار گناه کبیره بود که انتظار داشته باشی کسی جواب سوالتو به انگلیسی بده یا حتی اگه تو مک دونالد ساندویچ هم می خوای بخوری طرفت ندونه وقتی میگی نوشابت با سایز اسمال باشه عین نفهمها نگاهت کنه و بعدش مجبور بشی با زبان لالی حالیش کنی !!
صد رحمت به ترکهای خودمون که ما اینقدر مسخره شون می کنیم . صد رحمت به همون عربهایی که می گیم پابرهنه هستن ولی واقعا کشورشون قانون داره!!
وقتی اونجا سوار تاکسی می شدیم مطمئن بودیم که تا سه چهار دوری دور اون خیابون نپیچه تا مبلغ تاکسی متر بره بالا هرگز اجازه نداری پیاده بشی !! تازه وقتی همون مبلغ رو میدی بهش هرگز نباید انتظار داشته باشی که بقیه پولی بهت برگردونه چون خودشو میزنه به ترک بازی و ترافیک و ...!!!!!! تازه تو هر مغازه ای که بری و بفهمن ایرانی هستی چنان پشت چشمی برات نازک می کنن و چنان با مسخره ا ح م د ی ن ژ ا د برات با همون لهجه افتضاحشون بلغور می کنن که میخوای بپری رو سرشون دونه دونه موهاشونو بکنی تا دلت خنک بشه ! قیمتهاش که اصلا صحبتی در موردش نکنم بهتره !!! اگر بخوای آشغال بخری که یه بازار دارن به اسم مرتع که واقعا یه سری گاو و گوسفند ریختن توش و آشغال می فروشن . یه بازار دیگه داره که اگه احیانا از چیزی خوشت بیاد اولا اتیکت نداره به قیافت نگاه می کنن و یه چیزی می پرونن تازه اگه بخوای بخری هم نمیدن چون بهت میگن سری فروشی هستن و یا باید 12تا ببری یا هیچی ! فقط یه پاساژ شبیه آدمیزاد داشتن که قیمتهای لباسهای مارکدارش مثل زارا و مانگو تقریبا 3برابر ایران بود !!! و فقط از اینکه وقت خودتو گذاشتی و اینهمه پول برای اومدن به اینجا خرج کردی افسوس می خوری .. چون برای یکسری از کارهای الک هم رفته بودیم یکروزش رو با الک رفتیم اون شرکت که صاحبش یه ترکیه ای با قیافه ای شبیه این مافیایی های تو کلمبیا بود و چنان نگاه کثیفی موقع حرف زدن بهم می انداخت و من همه بخاطر کار الک مجبور بودم لبخند ژکوند تحویل ایشون بدم و همزمان چشم غره هم برم که یعنی مردیکه روتو کم کن . خولاصه که با الک تصمیم کرفتیم اگه بهمون بگن بهترین هتل رو مجانی براتون می گیریم و همه چیز فراهمه هرگز دیگه به این کشور پا نذاریم !! الک بیچاره فقط از من معذرت خواهی می کرد و من سعی می کردم همش بخندم که اونم بیشتر ناراحت نباشه ولی واقعا خستگی این چند روز رو شونه هاومن موندو کلی پول خرج کردیم و رفتیم و هیچی به هیچی و فقط حرص خوردیم فقط از اروپایی بودن یه چیزی یاد گرفته بودن و اونم این بود که وسط میدون وایسن و همدیگرو ماچ کنن اونم اونقدر مصنوعی که همه متوجه بشن فقط بخاطر جلب توجه اینکارو می کنن !! تازه هتل ما تو منطقه خیلی خوبش که اسمش تقسیم بود قرار داشت وگرنه فکر کنم اونجا خودمون رو هم میدزدیدن چون دیدیم یه زن و شوهری دوربینشونو دادن یه نفر عکس بگیره و تا دوربینو دادن دست یه آقایی و بعدش آقاهه با دوربین ناپدید شد !! من که تمام این روزها بجز ظهرها که میرفتم مک دونالد یا پیتزاهات با زبون لالی یه غذا سفارش میدادم و می خوردم ترجیح دادم جهت حرص خوردن کمتر اصلا از هتل خارج نشم !!!! الان یه جوری شدم اگر یه لباسو بهم بگن ترکه یا آهنگ ترکیه ای بذارن کلشونو می کنم تو کاسه دستشویی ! در نهایت هم مسئول تور ضربه آخرو بهمون زد و ما ساعت 12 شب اومدیم تو هتل و بلیطمون 12 شب فرداش بود ولی ایشون گفتن اشتباهی شده و ساعت پرواز 10 صبحه!!!!! و شما 6صبح باید فرودگاه باشین !!! که من و الک رو تصور کنین چه شکلی شده بودیم و دو تایی فقط با حرص گوجه سبز می خوردیم و می خندیدیم و بخاطر اینکه دیگه ریخت پولهاشونم نبینیم تا قرون آخرشو تو فری شاپ خرج کردیم و اومدیم تهران . ولی خوبیش این بود که کلا یادمون رفت سر چی اختلاف داشتیم و چی شد!!!! فقط از دیروز کمبود خواب داریم و الک بهم میگه اگه اذیت کنی ایندفعه تبعیدت می کنم بری فوق لیسانس تو ترکیه بخونی !!
اینم از سفرنامه ما که اینجوری بید دیگه ننه جان امیدوارم برای هیچکدومتون سفر اینجوری نباشه و همیشه بهتون خوش بگذره . من و الک که گفتیم همون قایق پدالی های شمال خودمون سگش میارزه به کشتی های تفریحی اینا که فکر کرده بودن ما فقط مرده یه زن ترک نیمه لخت هستیم که بیاد با غمزه رد بشه و بگه ایرانی ایرانی!!!!!!!!! و بعد خوشو بلرزونه اخ دلم می خواست دستمو بکنم تو حلقش پرتش کنم تو آب !!! 
خوب بقیه ماجراها باشه برای فردا که باید برم این کارها رو انجام بدم تا رئیس منو اخراج نکرده . دوستتون دارم فعلا بای بای دوستام .

<












